13 بهمن سال 88 بود بعد از خوردن صبحانه رفتم بتا با مادر بيمارم كه روي تخت خوابيده ودر بستر بيماري بود خداحافظي كنم وبه سر كار بروم .وقتي پيشاني اش را بوسيدم با دستان بي رمقش گوشه پايين كتم را گرفت وب
برچسب:
نویسنده: آرتین رضاپور
جمعه 21 آبان سال 89 بود. بعد از گذشت ده ماه از فراغ مادرم هنوز لباس تنم مشكي بود .طبق معمول آخر هفته ها در قزوين وكنار دختر وهمسرم بودم ./ان روز آزمون ضمن خدمت داشتم در دبيرستان علامه جعفري قزوين كه ص
برچسب:
نویسنده: آرتین رضاپور
28 بهمن 1390 بود كه پدرم را براي عمل ديسك مهره هاي ستون فقرات در بيمارستان پاستور قزوين بستري كردم ..يك ماه تمام سركار نرفتم وتمام مدت به پاس مهربانيهاي بي حد وحصرش كنارش بودم . نهايتا نزديك عيد بود ك
برچسب:
نویسنده: آرتین رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتین رضاپور
ظهر عاشورا 19 شهریورسال 1398زمانه ی عجیبی است! برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را! میدانی چرا؟! امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند، اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند. وکوفیان عا
برچسب:
نویسنده: آرتین رضاپور